نقش اقتصادی، سیاسی و امنیتی چین در خاورمیانه - بخش اول
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، این مطالعه به بررسی نقشهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی چین در خاورمیانه میپردازد. در گذشته، خاورمیانه از دید پکن منطقهای حاشیهای و نسبتاً بیاهمیت محسوب میشد، اما اکنون این منطقه در محاسبات امنیت ملی چین جایگاه بسیار مهمتری پیدا کرده است. علاقه و درگیری بیسابقه پکن در خاورمیانه این سوال را ایجاد میکند که چه عواملی موجب این تغییرات شده است و پیامدهای این توجه و فعالیتهای جدید برای ایالات متحده چه خواهد بود؟

علل افزایش توجه چین به خاورمیانه
یافتههای این مطالعه نشان میدهند که چین عمدتاً به دلیل منافع اقتصادی و تلاش برای "برقراری توازن" در سیاستهای داخلی، خارجی و امنیتی خود به این منطقه توجه میکند. این توجه به خاورمیانه به دنبال کاهش تمایل پکن به سیاستهای متمرکز بر چین شرقی و شرق آسیا است. افزایش توجه به خاورمیانه همچنین نشاندهنده وابستگی روزافزون چین به منابع انرژی این منطقه و تلاشهای چین برای "حرکت به سمت غرب" به آسیای مرکزی و فراتر از آن است.
ابتکار جاده ابریشم جدید که در سپتامبر ۲۰۱۳ توسط رئیسجمهور شی جینپینگ اعلام شد، یکی از مهمترین عواملی است که استراتژی چین را در خاورمیانه به طرز چشمگیری تغییر داده است. این ابتکار به عنوان بخشی از یک تلاش بزرگ و بلندپروازانه برای ساخت "کمربند جاده ابریشم زمینی" و "جاده ابریشم دریایی"، چین را به خاورمیانه و مناطق دیگر متصل میکند. هرچند مقابله با ایالات متحده یکی از عواملی است که بر سیاستهای چین در خاورمیانه تأثیر میگذارد، اما این عامل، عامل اصلی استراتژی چین نیست.

پکن و گسترش همکاریهای امنیتی در خاورمیانه
این گزارش پیشنهاد میکند که ایالات متحده باید برخی از گسترش همکاریهای امنیتی چین در خاورمیانه را خوشآمد بگوید. چین ممکن است پذیرای چنین همکاریهایی باشد، چرا که این منطقه برای اقتصاد چین و قدرت روزافزون آن اهمیت حیاتی دارد. با این حال، پکن از گسترش سطح همکاریهای امنیتی خود با ایالات متحده یا کشورهای خاورمیانه اجتناب میکند، زیرا از درگیر شدن در تنشها و جنجالهای منطقهای میترسد.
چین نگران است که درگیریهای بیشتر در این منطقه ممکن است به از دست دادن جایگاه ویژه آن به عنوان تنها قدرت خارجی با روابط خوب با تمامی کشورهای بزرگ خاورمیانه منجر شود. پکن نگران است که دیپلماسی فعالتر و مشارکت امنیتی بیشتر در این منطقه ممکن است هزینههای انسانی و مالی زیادی به دنبال داشته باشد و به پایان بردن شهرت آن به عنوان "دوست همه و دشمن هیچکس" منجر شود.
چین در تعامل با عربستان سعودی و ایران
تمرکز این مطالعه بر روابط پکن با ریاض (عربستان سعودی) و تهران (ایران) ابعاد و تأثیرات مشارکت بیشتر چین در این منطقه را روشن میکند. در روابط چین و عربستان سعودی، گسترش همکاریهای امنیتی که مبتنی بر روابط اقتصادی قوی، روابط دیپلماتیک مودبانه و تعاملات محدود نظامی است، لزوماً نباید نگرانیای برای ایالات متحده ایجاد کند. این همکاری ممکن است حتی به پایداری بیشتر محیط منطقهای کمک کند.
در عین حال، همکاری امنیتی چین با ایران میتواند مسئلهسازتر باشد، اما هیچ نشانهای مبنی بر تلاش چین برای ایجاد اتحاد با تهران وجود ندارد. به رغم انجام تمرینات دریایی مشترک بین چین و ایران در خلیج فارس، چین بعید است که بخواهد در این منطقه "تسلط" پیدا کند، حتی در صورت افزایش تنشها بین ایالات متحده و چین در خصوص خاورمیانه.

استراتژی "اژدهای محتاط" چین در خاورمیانه
پکن استراتژی "اژدهای محتاط" را در قبال این منطقه اتخاذ کرده است. چین برای محافظت از منافع فزایندهاش در خاورمیانه، به شدت از جانبداری در درگیریها و منازعات خاورمیانهای پرهیز میکند. علاوه بر این، پکن از گرفتار شدن در بحرانها یا نزدیک شدن بیش از حد به هر کشور خاصی در منطقه نگران است. این پرهیز از مداخله فعال باعث شده که چین از اعلام رسمی یک راهبرد یا سیاست مشخص در قبال خاورمیانه خودداری کند و تنها به تعهدات حداقلی در چارچوب روابط تجاری، دیپلماتیک و امنیتی عملگرا با کشورهای منطقه بسنده کند.
چالشها و فرصتها برای ایالات متحده
در سطح استراتژیک، ایالات متحده باید استراتژی دو قسمتی را در قبال چین و خاورمیانه اتخاذ کند. نخست، ایالات متحده باید چین و سایر قدرتهای آسیایی را به مشارکت بیشتر در تلاشهای بهبود ثبات منطقهای در خاورمیانه تشویق کند. دوم، واشنگتن باید تلاش کند که شرکای خود را از تعهدات امنیتی مستمر خود نسبت به این منطقه مطمئن سازد.
در واقع، بیثباتی در خاورمیانه میتواند فضایی برای تعامل بیشتر ایالات متحده و چین ایجاد کند که در نهایت ممکن است به کاهش تنشهای فزاینده در شرق آسیا کمک کند.